تبلیغات
ღ♥ღ تلخ مثل عسلღ♥ღ - مطالب آذر 1394

ღ♥ღ تلخ مثل عسلღ♥ღ

♥این جا برای عاشقی دلیل می خواهند تو...دست هایت را به من می دهی؟♥

نامه پدر ب دخترش

دختر خوشکلم،

میخوام در مورد یه موضوع خیلی مهم باهات حرف بزنم

دختر قشنگم امروز اگه به حرفام گوش بدی

بهت قول میدم به درد زندگیت بخوره

و میتونی باهاشون زندگیتو حفظ کنی

ببین عزیز دلم

مرد ها با زن ها فرق دارن

غرور دارن،این غرورشون نشونه بزرگیشونه

بخاطر چیزای کوچیک غرورشونو نمیشکنن

یه مرد وقتی از یه چیزی کلافه ست نمیتونه سکوت کنه

فقط داد میزنه

یه مرد وقتی از چیزی دلخوره یا چیزی تو قلبش آزارش میده

نمیخواد گریه کنه و مثل بچه ها بهونه بگیره

فقط داد میزنه

درست بر عکس زن ها که زود اشکشون در میاد!!

دخترم

دیدی که پسر بچه ها وقتی، دختر بچه ها گریه میکنن مسخرشون میکنن؟

نباید به این چیزا محل بدی

تو یه زنی،احساس داری،لطیفی،زود میشکنی!مردها اینطوری نیستن

واسه همینه که میگم باید حواستو جمع کنی

یه مرد وقتی دلش میگیره نمیتونه بهت بگه:

منو بغل کن تا آروم بشم

فقط داد میزنه

نمیتونه بگه دلش پره و میخواد تو آغوشت گریه کنه

فقط داد میزنه

ممکنه خیلی خیلی تو رو دوست داشته باشه

اما نمیتونه صدا شو مثل دختر بچه ها کنه

جیغ بزنه و پا بکوبه و بگه که عاشقـــتم

اون فقط داد میزنه

اون یه مَـــرده

همه اینا رو قورت میده که بگه:

مــَن یه مــَردَم

یه آدم محکم که میتونه تکیه گاهت باشه

اَما تو نگاه به قوی بودنش نکن

چون با مردونگیش فقط داد میزنه

از دادش دلگیر نشو

تو قلبش یه بچه زندگی میکنه که پاکتر و رویایی تر از هر زَنه

گاهی اونقدر دلش میگیره که فقط داد میزنه

دخترم

وقتی مَردِت داد میزنه تو دیگه داد نزن

سکوت کن تا اون خودشو خالی کنه

تو زندگیت نباید زیادی دل نازک باشی

باید حوصله کنی،صبر داشته باشی

تا نتیجشو ببینی.......!!!!!

الان که اینارو برات مینویسم

هنوز بابا نشدم.ولی مطمئنم حرفام یه روزی به درد دختر خوشکلم میخوره



[ شنبه 21 آذر 1394 ] [ 19:42 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



نامه مادر ب پسرش

پسرِ خوبم، مردِ آینده
می دونم که توام یه روزی عاشق میشی
میای وامیستی جلوی من و بابات
و از دخترکی میگی که دوسش داری !
این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگریزی از عشق

که تو حاصلِ عشقی

پسرم

مامانت برای تو حرفایی داره
حرفایی که به دردِ روزای عاشقیت می خوره

عزیز دلم!
یه وقتایی زن  بی حوصله و اخموست .
روزهایی می رسه که بهونه می گیره .
بد قلقی می کنه و ممکنه اسمتو صدا کنه
و تو به جای" جانم"

میگی : "بله" و اون میزنه زیر گریه

زنها موجودات عجیبی ان پسرم

موجوداتی که میتونی با محبت آرومشون کنی
و یا
با بی توجهی از پا درشون بیاری

باید برای اینجور وقتها آماده باشی ، بلد باشی
باید یاد بگیری که نازشونو بکشی

عزیزم !پسر مغرور و دوست داشتنی من !!!
ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه
اما باید یاد بگیری

زنها به طرز عجیبی محتاجِ لحظه هایی ان
که نازشون خریدار داره

میدونی؟
این ویژگی زنه ،گاهی غصه ها مجبورش میکنن به گریه . . . !
خیلی پاپی دلیل گریش نشو
همیشه نیازی نیست دنبالِ چون و چرا باشی
تا بخوای راهِ حل نشونش بدی

گاهی فقط باید بشنویش و بذاری تو بغلت گریه کنه
و بعد فقط دستش رو بگیری وببریش بیرون یه
هدیه کوچولو براش بگیری
و بگی که چقدر خوشگله و چقد دوسش داری !
ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی . . .
یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو آب کنی
نه که از غصه آبش کنی

اگر هم که پای فاصله در میونه کافیه که
بهش زنگ بزنی باهاش حرف بزنی

اگه بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو ،
بازم صداش کن !!!
عاشقانه صداش کن ، حتی اگه واقعا خسته ای !!!!!!
بهت قول میدم درست اون لحظه ای که
داری فکر می کنی این صدا کردنا

فایده ای نداره و نمی خواد حرف بزنه و میخواد تنها باشه
برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها میکنه و . . .
زن ها هیچوقت این لحظه ها رو که
پاشون وایسادی فراموش نمیکنن
و همه انرژی  ای رو که براشون گذاشتی بهت برمیگردونن

پسرم !
این روزها که مینویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو ،
دخترکی که روزی زن میشود ،
مادر میشود



[ شنبه 21 آذر 1394 ] [ 19:42 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



..

[ شنبه 21 آذر 1394 ] [ 19:39 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



..



مـــنو ببخش غریبـﮧ

ڪﮧ بهت شانس آشنایے نمـے دهمـ

دیگــر طاقت دل کنـدن نـدارمـ ...



[ شنبه 21 آذر 1394 ] [ 19:36 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



نگران

نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده ام
دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم
آموخته ام که این فاصله ی کوتاهِ بین لبخند و اشک نامش زندگیست
آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود
راستی ، بهتر از قبل دروغ می گویم…
“حال من خوب است” ، خوبِ خوب…



[ شنبه 21 آذر 1394 ] [ 19:36 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



رفیق

هی رفیق!

بغض هایم را مسخره نکن!

به سه نقطه های آخر حرف هایم نخند!

تمام زندگیم نقطه چین است!

اینها تمام نوشته های تاریکی ذهن و دنیای من است…

اینجا کلبه ی وحشت من است!

چرخ و فلک خاطره هاست…

سکوت چش مها و سرسره ی بغض هاست…

در دنیای تاریک و سیاه من خبری از گل و درخت نیست!

روشنی نیست…
سیاهی مطلق است…!

دوست خوب من! 
سکوت کن و رد شو!

چشمهایت را ببند تا تن لش زندگی مرده ام را نبینی!

گوشهایت را بگیر تا صدای ناله ها و زجه زدن هایم را نشنوی!

در دنیای من؛بی کسی دلتنگی و حسرت بیداد میکند…!

اینجا من هستم و من و من!

اینجا بجز من و بغضهایم چیز دیگری نیست!

هیچی نگو… 
نخند… اشک نریز… ترحم نکن…
فقط رد شو…!



[ شنبه 21 آذر 1394 ] [ 19:34 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]