تبلیغات
ღ♥ღ تلخ مثل عسلღ♥ღ - مطالب بهمن 1392

ღ♥ღ تلخ مثل عسلღ♥ღ

♥این جا برای عاشقی دلیل می خواهند تو...دست هایت را به من می دهی؟♥

...

سکوت کن !

بگذار بغض هایت سربسته بمانند

گاهی سبک نشوی ،

سنگین تری ...........



[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 14:54 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



رفتن

رفتنت را دیدم
تو به من خندیدی 
آتش برق نگاهت دل من آتش زد 
و مرا در پس یک بغض غریب 
در میان برهوتی تاریک
پشت یک خاطره سرد و تهی
با دلی سنگ رهایم کردی 
و تو...
بی آنکه نگاهی بکنی، به دل خسته و آزرده ی من!!
رفتنت را دیدم
تا به آنجا که نگاهم سو داشت
و تو در آخر این قصه ی تلخ محو شدی
باورم نیست که دیگررفتی
اشک من بدرقه راهت باد


[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 11:44 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



حجم دلتنگی

گاهی حجم دلتنگی هایم آنقدر زیاد می شود

که دنیا با تمام وسعتش

برایم تنگ می شود ...

دلم پر است ....

پـراز این همه روزهای خالی 

دلتنگم ...

دلتنگ کسی که

گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد

دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید

دلتنگ خودم ...

خودی که مدتهاست گم کرده ام

خدایا ....فقط یک نسیم که عطر اورا بیاورد

عطر بوی گندم

یا یک آهنگ که نوای صدای او را دهد

نوای نی محزون..

شاید.. مرا به خود باز گرداند 

ایا روزی خواهد آمد؟



[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 11:41 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



...

تنهایی ام را با هیچ کس و هیچ چیز پر نمیکنم...

اصلا تنهایی شرف دارد به بدی های همه جایی...


زبانم گاه تلخ و تند میشود گاه خوب و شیرین...


تلخی هایش را خرده نگیرید... حق دنیا همین است...


باید بفهمد ما هم بلدیم


[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 11:40 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



...

خدایا من دلم قرصه... 

کسی غیر از تو با من نیست... 

خیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیست. 

کسی اینجا حواسش نیست که دنیا زیر چشماته... 

یه عمره یادمون رفته زمین دار مکافاته...



[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ 22:21 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



...

نمی دانستم دلتنگی دل نازکم میکند..

آنقدر که به هر بهانه ی کوچکی چانه ام بلرزد و

چشم هایم پر..



[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ 22:01 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



مرد

بـــــــــرای خـــــــودم مــــــــردی شــــــــــده ام . . .


ایــــــن روزها درسکــــــــوت سرسختـــــــ . . .


بــــــــی صــــــــدا گریــــــــه میکنــــــــم . . .


ولــــــــــی !!!


دنیــــــــــا مواظبــــــــــم بــــــــــاش . . .


" قلبــــــــــم هنــــــــــوز زنانــــــــــه میزنــــــــــد



[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ 22:00 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



دردپنهان

هــَـر روز دیــوانــه تــَـر از دیــروز!


وهـیـچـکـَـس نــمے دانــَـد:


پـُـشـتـ ایـטּ دیــوانــگـے و سـَـرخـوشـے!!


چــه دردے را پـنـهــاטּ کـَـرده ام...


[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ 21:57 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



ناارومم

من

همیشه

از همون اول تا الان

فقط از تو خواستم

فقط و فقط از خودت کمک خواستم خدا

خدای من خودت میدونی که من هیچ امیدی به جز تو ندارم.

میدونی که هیچ پناهی به جز تو ندارم

میدونم که تو همیشه باهامی

باهام بودی و هستی

فقط ناارومم خدا

خیلی ناارومم

خودت ارومم کن

من تحملش رو ندارم

خودت کمکم کن

خواهش میکنم

 

امروز غروب فقط گریه کردم

و به خدا التماس کردم کمکم کنه

خودش یجوری بهم نشون بده

من بفهمم

من بدونم

خودش فقط میدونه میتونه

یعنی ممکنه بازم بخواد صبر کنم!؟

نمیتونم!

 

 پی نوشت:

اینم از عوارض تنها بودنه!

دوست داشتم یکی الان اینجا بود میشد باهاش حرف زد.

تو چت، تلفنی، رو در رو...

فقط بود!!

 



[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ 21:55 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



تلخ

تلخ ترین عسل منم
خسته از این قفس تنم
شکسته بی صدا منم
فقط به فکر رفتنم
رفتن و دل بریدنم
از این قفس پریدنم
از انتها گذشتن و
به مرز تو رسیدنم


[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ 16:01 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



...

حکایت من است
حکایت آن اسباب بازی خراب
که دارد، یکباره، همه ی
ته مانده ی کوکش را
با سر و صدای زیاد خالی می کند
و پس از آن...دیگر
ساکت خواهد شد، تا.... همیشه
این؛
حکایت من است،
حکایت ته مانده ی گریه هایم
ته مانده ی جیغ هایم
این است؛ حکایت نفس ها ی آخر بهانه گیری هایم
و پس از آن یک عمر، باید سر قبر این روزهایم
یاد کنند
گریه هایم را
جیغ هایم را
بهانه هایم را.....



[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 20:57 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



بخت

و من مانده ام

مات

گیج

که چرا

عمر تمام خوشی های من

انقدر

کوتاه

است ...


+++


گلیم بخت مرا سیاه بافته اند ....




[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 20:56 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



زن

اینها نمی دانند زن که عاشق می شود ..شکننده می شود
حسود و حساس می شود...خاص می شود ...عجیب و بکر می شود
اما اعتنایش نمی کنند و می روند ...
می روند شهری دیگر
چون می ترسند
زن که عاشق می شود هنوز صبر می کند ، خاطره های قدیم را نوشخوار می کند...
خسته می شود اما پناه می برد به جاهای خالی
آخر ولی نمی ماند
او هم بلاخره می رود
اینها نمی دانند ..زن که عاشق می شود فقط همان یک بار...همان شکلی عاشق می شود
نمی دانند زن ها ترک می خورند ، خورد می شوند
تنها نمی مانند اما تو همیشه تنها میمانی!!!


[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 20:53 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



احمقانه

وقتـــی نخـــواستنـت...
آروم بـکــش کـنـــــار...!
غــــم انـگیـــــز اسـت اگـــر تـــو را نـخـــواهـــد؛
مســـخـره اســت اگـــر نفهمــــی؛
احــمقـــانـــه اســت اگــــر اصــرار کـنـــی


[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 20:52 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



هی

احساس میکنم
دستانم دیگر به قدر کافی جوان نیستند
نشان به آن نشان
که روز های خوب
آرام آرام
از کف دستانم سُر میخورند
و پرت می شوند به زمان های ماضی
احساس میکنم کمی از زندگی را کم آورده ام
مثلا از ازل تا آغاز را !
حالا هی تلقین کنم به خودم ماه و ستاره وآسمان و بهار را
روزی عاقبت همه چیز، پاییز خواهد شد
نه ؟ . . .
من وحشت دارم . . .
من که نمیخواستم بهار ، همیشه باشد
فقط میخواستم
گل سرخی که از دخترک سر چهار راه میخرم
تاآخر پاییز همان قدر قرمز بماند
فقط میخواستم دستانم به قدری جوان باشند
که حتی اگر پیر شدم
بوی روزهای خوب را لابلای روزهایم پخش کنند
همین
من . . . فعلا . . . میترسم . . .


[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 20:49 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



..

خُدایا یـﮧ بـُــــــــر به زندگیموטּ بزטּ

شاید دوتا حُڪم افتاد دَستموטּ

هر نامَــ ـردے آسِـــشو بـﮧ رُخِ ما نڪشید..



[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 18:18 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



بفهم

وقتی کسی به خاطر چیزهای الکی و کوچیک
از دستت عصبانی و دلخور می شه
یعنی خــــــــیلی دوستــت داره ♥
از رو دلتنگی حساسیت ها زیاد میشه 

عوض ناراحت بودن از دســـتش ...
باید درکش کنی و قدرش رو بدونی
نه طردش کنی ...

بفهم لطفا ...


[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 18:11 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



..

بار اول با معذرت خواهی

بار دوم با گریه

بار سوم با ریختن غرورت نگهش داری !

ولی بار چهارم...


دیگه نه میشه و نه باید کاری بکنی!

چون حتی اگه بمونه باز موقتیه !

یعنی کسی که دلش با تو نباشه و بخواد بره ، میره!

بفهــــــــــم !

پس فقط برو کنار و بهش بگو : خـــــــداحــافظ .
.
.
.
بیشترش دیگه نمی‌ارزه ،

باور کن !


[ دوشنبه 21 بهمن 1392 ] [ 21:22 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



ترافیک

{آهــــآے آבҐ هــــآ} ...(!)

{مـــــرآ} ڪہ هـیـچ مـقـصـבے بــہ نـآمـҐ و هـیـچ {چـشـمـے בر اِنـتـظـآرҐ نـیـسـت} رآ {بـبـخـشـیـב} ...(!)

ڪہ {بـآ بـوבنـم} {تـرآفـیـڪ} ڪـــرבـہ اَم ...(!)



[ دوشنبه 21 بهمن 1392 ] [ 21:21 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



نبودن من

همیــشــﮧ بهت میگفتҐ ...


בلҐ میخواב פֿـوشحالتـــ ڪنـــҐ ...


چـﮧ ڪنـــҐ ڪـﮧ פالا


ב لیل פֿـوشحالیتـــ


בּــبوבטּِ  منــــﮧ ...



[ دوشنبه 21 بهمن 1392 ] [ 21:20 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



خواب

دلــم خوابـ میـــخواهــد

یـکــ خـــــواب عمیــق 

"هــم وزن مـــرگــ"



[ دوشنبه 21 بهمن 1392 ] [ 21:19 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



پائیز



پاییز دلگیر نیست ، دلم گیرِ "پاییز" است …
.


[ یکشنبه 20 بهمن 1392 ] [ 11:58 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



...

اینـجــــا ، زمین …
ارزانــــتر از هـمه چـــــیز ، انــسان !
نـــــرخَ ش هـــــم بـــــروز نــیست !
امّــــا ،
مصـــرفـش تـــــاریـــــخ دارد !
سلام ، تـــــولــــــیدَش !
و انــــــــقضـــایــــــــش ؛
خــــداحــــافــــظ !
اینجا زمین...
همه رابطه ها بیرنگ... فریب...





( خدایا کادو تولد امسال میشه یه ربان مشکی بدی گوشه عکسم)


[ یکشنبه 20 بهمن 1392 ] [ 11:53 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



کورشود

از طــــــــــــــــــــــــعنه جاهلان نخواهم ترســـــــــــــــــــــــید

بر خنـــــــــــــــــــــــده این زمانه خواهم خـــــــــــــــــــــــندید

مـــــــــــــــــــــــن بر سر عشق پاك خود میمـــــــــــــــــــــــانم

تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

كــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور

شـــــــــــــــــــــــود

هــــــــــــــــــــر

آنكـــــــــــه

نــــــتواند

دیــــد...!!



[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 14:30 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



...

خبر از من داری؟…

خبر از دلتنگی های من چطور؟

و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند…

خبرش رسیده که مرده اند؟

هیچ سراغ دلم را میگیری؟

کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟

مچاله ام از دلتنگی؟

آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هم

وجدانت راحت…

خبرهای من به تو نمی رسد



[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 14:25 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



دلتنگی

حوصله ام برفی ست!

با یک عالمه قندیل دلتنگی,

از گوشه های دلم آویزان!

آهای!

کافی ست ” کمی “ها  کنی که ” آب”شوم!


[ چهارشنبه 16 بهمن 1392 ] [ 20:24 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



پریشان

حالی که "پریشان" است احتیاج به "آرامش" دارد
نه
"سرزنش"
کاش می فهمیدند...!!!


[ چهارشنبه 16 بهمن 1392 ] [ 20:11 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



من یک دخترم

مـ ن یکــ " دخترمــــ " ...

مـی بینمــــ ...

مـی فهممـــــــ ...

اما سکوتـ میکنمـ تا تو نفهمیــــــ ...

حواسمـ بـ ه تمامـ جزئیاتـ ایـ ن دنیا ـهستـــــــ ...

تمامـ و کمالــــــ ...

بـی هیـ چ سانسورـی ...

 

مـ ن یکـ " دخترمــــ " ...

دلمـ کـ ه بشکنـد ...

دیگـر بند نمیخورد ...

اما بـ ه رویتـ نمـی آورمـ کـ ه زخمـشـ ناـعلاـج استـــــ ...

ناـعـلاـج ... و شاید ... " همیشگــــ×ـــــی " ...

 

مـ ن یکـ " دخترمـــــ " ...

و گاـهـی میانـ ایـ ن ـهمـ ه آدمـ نرمـالــــ ...

کمـ میآورمـ از ماندنـ ... خستـ ه میشومــــ ...

مـی برمــ ...

 

مـ ن یکـ " دخترمــ " ...

صافمــــــ ...

ساده امــ ...

و ایـ ن دختـر بودنـ را دوستـ دارمـــــ ...

بسیــــــــآر ...



[ سه شنبه 15 بهمن 1392 ] [ 20:41 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



..

وقتی دلت تنگ شد

نوشته ام را به نام خودت بخوان

که برای تو نوشته ام

واژه هایم ساده است

فراموش کن واژه های سخت را

صادقانه میگویم

عاشقانه بپذیر

تویی ناب ترین واژه من

...تویی عشق زیبای من



[ سه شنبه 15 بهمن 1392 ] [ 20:35 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



دلم میگیرد

دلم می‌گیرد

و با خودم می‌گویم

کاش آن یک بار که دیدمت

گفته بودم

که بی تو گاه دلم می‌گیرد...

که بی تو گاه زندگی سخت می‌شود

که بی تو گاه هوای بودنت دیوانه‌ام می‌کند

اما نمی‌گفتم

که این «گاه» ها

گه گاه تمامِ روز و شب من می‌شوند

آن وقت بغض راه گلویم را می‌گیرد

درست مثل همین الـــان !



[ سه شنبه 15 بهمن 1392 ] [ 20:34 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]