تبلیغات
ღ♥ღ تلخ مثل عسلღ♥ღ - مطالب تیر 1391

ღ♥ღ تلخ مثل عسلღ♥ღ

♥این جا برای عاشقی دلیل می خواهند تو...دست هایت را به من می دهی؟♥

عشق

همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت میکنه
گفتم میونم
گفتن:این یعنی دوست نداره
گفتم:میدونم
گفتن:احمق میذاره میره تنها میشی
گفتم:میدونم
گفتن:پس چراولش نمیکنی
گفتم:این تنها چیزیه که نمیدونم!!!!






طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 19:15 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



بی تو مهتاب شبی

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم

 

در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

 

یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن

لحظه ای چند بر این آب نظر كن

آب ، آیینه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن

 

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

 

تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم

 

یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم

نگسستم ، نرمیدم

 

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كنی از آن كوچه گذر هم

 

بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 18:36 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



هرگز نمیپرسم

هر روز می پرسی که : آیا دوستم داری ؟

من جای پاسخ بر نگاهت خیره می مانم

تو در نگاه من چه می خوانی نمی دانم

اما به جای من تو پاسخ می دهی : آری

 

ما هر دو می دانیم   

چشم زبان پنهان و پیدا راز گویانند 

و آنها که دل با یکدگر دارند

حرف ضمیر دوست را ناگفته می دانند

ننوشته می خوانند

من دوست دارم را

پیوسته در چشم تو می خوانم

نا گفته می دانم

من آنچه را احساس باید کرد

یا از نگاه دوست باید خواند

هرگز نمی پرسم

هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟

قلب من وچشم تو می گوید به من آری





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 18:35 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



تنها♥اشعار فریدون مشیری♥



تنها
غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم

دیدم که هنوز عاشقم آه


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو

یک روز نگشت خاطرم شاد از تو
دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من
یک جان و هزار گونه فریاد از تو

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در پی آن نگاه های بلند ،
حسرتی ماند و
آه های بلند!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد
غمهای زمانه را فراموشم کرد
یک سیـــنه سخن به درگهت آوردم
چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بی روی تو درهای جهانم بسته است
از دست تو خواهم که برآرم فریاد
در پیش نگاه تو زبانم بسته است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتم دل را به پند درمان کنمش
جان را به کمند سر به فرمان کنمش
این شعله چگونه از دلم سر نکشد
وین شوق چگونه از تو پنهان کنمش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای چشم ز گریه سرخ خواب از تو گریخت
ای جان به لب آمده از تو گریخت
با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت
با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هزار بوسه به سوی خدا فرستادم
از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود
شب از کرانه دنیای من جدا شده بود
که هر چه بود تو بودی و روشنایی بود


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
امروز را به باد سپردم
امشب کنار پنجره بیدار مانده ام
دانم که بامداد
امروز دیگری را با خود می آورد
تا من دوباره آن را
بسپارمش به باد


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم به ناله در آمد که
ای صبور ملول
درون سینه اینان نه دل
که گِل بوده ست


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچ و باد است جهان
گفتی و باور کردی
کاش یک روز به اندازه هیچ
غم بیهوده نمی خوردی
کاش یک لحظه به سرمستی باد
شاد و آزاد به سر می بردی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق پیروزت کند بر خویشتن
عشق آتش می زند در ما و من
عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جانِ نو، خورشیدوار


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
روزهایی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد
در کنار تو می گذشت ایکاش


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو را دارم ای گل جهان با من است
تو تا با منی جان جان با من است
چو می تابد از دور پیشانی ات
کران تا کران آسمان با من است


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نرسد دست تمنا چون به دامان شما
می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است درین فاصله قربان شما





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 18:30 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



حسرت

اما تو بگو «دوستی» ما به چه قیمت؟

امروز به این قیمت، فردا به چه قیمت؟


ای خیره به دلتنگی محبوس در این تنگ

این حسرت دریاست تماشا به چه قیمت


یك عمر جدایی به هوای نفسی وصل

گیرم كه جوان گشت زلیخا به چه قیمت


از مضحكه دشمن تا سرزنش دوست

تاوان تو را می‌دهم اما به چه قیمت


مقصود اگر از دیدن دنیا فقط این بود

دیدیم، ولی دیدن دنیا به چه قیمت





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 18:28 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



من نیستم...

من نیستم مانند تو، مثل خودم هم نیستم
تو زخمی صدها غمی، من زخمی غم نیستم
با یادگاری از تبر، از سمت جنگ آمدی گفتم
چه آمد بر سرت؟ گفتی که مَحرم نیستم
مجذوب پروازم ولی، دستم به جایی بند نیست
حالا قضاوت کن خودت، من بی‌گناهم! نیستم
با یک تلنگر می‌شود، از هم فروپاشی مرا
نگذار سر بر شانه‌ام، آن‌قدر محکم نیستم
خواندی غزل‌های مرا، گفتی که خیلی عاشقم
اما نمی‌دانم خودم، هم عاشقم هم نیستم





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 18:27 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



کم میارمت


متحرکهمیشه کم میارمت ..... متحرک
متحرکهمین که می‌نویسم و به واژه می‌کشم تو رو..... متحرک
متحرکدوباره بار غم می‌شینه روی شونه‌های من..... متحرک
متحرکهمین که می‌شکفی مثِ یه گل میون دفترم..... متحرک
متحرکدوباره گرمی لبات دوباره گونه‌های من.....متحرک
متحرکهمین که میری از دلم، قرار آخرم میشی..... متحرک
متحرکدوباره... زخم میخورم، دوباره باورم میشی..... متحرک
متحرکگریه فقط کار منه تو اشکاتو حروم نکن..... متحرک
متحرکبه واژه‌ای نمی‌رسی اینجوری پرس و جو نکن.....متحرک
متحرکفاصله‌ها مال منن تو فاصله نگیر ازم..... متحرک
متحرکبمون که باورت بشه گریه نمیشه سیر ازم ...متحرک






طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:44 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



عشق



                   متحرکلُـطفـاً هِـے نَپـُـرس دِلتَـنگے چِـہ مَـعنے دآرَد ؟متحرک
 
                       متحرک دِلتَـنگے مَـعنے نَــدآرَد ...!!دَرد دآرَدمتحرک





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:38 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



گمان میکردم



گمـــــــــان می کـــــردم وقتــــــــی نبــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــاشم دلـــــت می گیــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــرد1 روز1 ماه1 سال از رفتنــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــم می گذرد . . . چه خیـــــال ِ بیهوده ایـــــــ وقــــتی دلت با دیگریســــــــت





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:37 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



بعضی وقتا

  
متحرککلّ ِ دنیا را هم که داشته باشی...متحرک
 
                                         


 متحرک باز هم دلت میخواد ،بعضی وقتها...متحرک

 متحرکفقط بعضی وقتها... متحرک

 متحرک  اصلا برای یک لحظه هم که شده، متحرک

متحرکهمه ی دنیای ِ یک "نفــر" باشی متحرک







طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:33 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



همه چیز...

متحرکهـمـه چـیـز دسـت بـه دسـت ِ هـم مـیـدنمتحرک
متحرک تـا تـ ـو را غـرق در خـآطـراتــَت کـنـن ... متحرک
متحرکیـه آهـنـگ پـیـشـواز ...متحرک
متحرک دو خـط شـعـر ... متحرک
متحرککـمـی هـوای بـهـاری ... متحرک
متحرکیـک وجـب پـیـاده رو ...متحرک
متحرکیه جاده خلوت تو حوالی خونتون...متحرک
متحرک دوکـلـمـه حـرف ... متحرک
متحرکبـوی ِ یـه عَـطـر خـــآص  ... متحرک
متحرکهـمـه و هـمـه کـافـیـه بـرای ایـنـکـه ...متحرک
متحرک تـ ـو چـنـد سـاعـت وسـط اُتــآقِـت دراز بـکـشـی متحرک
متحرکو خـیـره بـشـی بـه سـقـف یــک آه بــُلــَند بکـِشی متحرک
متحرکو در دلــَت بــِگی: سلـآمتی خودمــ و این هـَمه صـَبرَم... متحرک
متحرکو صـدای بـآرون بشه آرامـش دهـنـده تـریـن آهـنـگ ِ اون روزت ...متحرک





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
برچسب ها:عشق،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:31 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



دوستت دارم





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:25 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



شمع




نخ داخل شمع از شمع پرسید:چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟شمع گفت

مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه و من اشک نریزم؟





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:19 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



عشق از نظر اس ام اس




عشق از نظره اس ام اس

عشق یعنی اینکه :

هرsms که بهت می رسه امیدواری اون باشه.

عشق یعنی اینکه :

برای هرکسی میخوای بزنی اشتباهی برای اون میزنی.

عشق یعنی اینکه :

دنبال یه موضوع میگردی که به اون sms  بزنی.

عشق یعنی اینکه :

دائم موبایلتوچک میکنی نکنه از اون sms  رسیده باشه.

عشق یعنی اینکه :

همش فکرمی کنی موبایلت تو جیبت می لرزه

ولی هی ضایع میشی.

عشق یعنی اینکه :

شبها کهsms   هات نمی رسن اعصابت خرد میشه.

عشق یعنی اینکه :

هروقتsmsدیرمیرسه چندباردیگه send میکنی شایدزودتربرسه.

عشق یعنی اینکه :

هرجایی که یه شعر عاشقونه میبینی سریع براش smsمیکنی.

عشق یعنی اینکه :....






طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:16 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



حلالت میکنم




حلالت میكنم اما هنوزم از تو دلگیرم

تو میخندی و من آروم تو دست گریه میمیرم

حلالت میكنم اما نباید از خودم رد شم

تو گم میشی و من اینجا

تو رو با گریه می بخشم

تقاصه آرزوهامو كجای قصه پس دادی

كه از اوج پریدن ها به خاك گریه افتادی

كجای قصه پرواز چراغ راه رو گم كردم

كه باید اینهمه تنها به سوی خونه برگردم

حلالت میكنم اما به دیروز تو زنجیرم

تو رو گم میكنم وقتی تو دست گریه میمیرم

حلالت میكنم اما نمیتونم كه برگردم

تمومه آرزوهامو تو دنیای تو گم كردم

من از روزایی میترسم كه پشت مرز تقدیرن

از اینكه حتی فرداهام تو دستای تو میمیرن

حلالت میكنم اما هنوزم از تو دلگیرم..








طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:14 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



مهمون...


گفتی چند تا مهمون دارم.. گفتم بفرمایید تو. مهمونات مثل خودت واسم عزیزن
 
و مهمونا اومدن به نامهای: تنهایی... حسرت... آوارگی و غم  ...گفتی: منو

ببخش می رم ولی زود بر می گردم. رفتی و چه زود منو با مهمونات آشنا

کردی.اون روز بود که تصمیم گرفتم دیگه هیچکس رو به خونه ی دلم راه ندم




طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:13 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



سلامتی

   سلامتی همه اونایی که

اونقدر دلشون گرفته که خواب به چشماشون نمیاد
اونا که با اینکه میدونن طرفشون راحت راحت خوابیده
بازم هر چند دقیقه زیر چشمی موبایلشونو نگا میکنن
که شاید یه اس ام اس روشنش کنه






طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:11 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



عشق شیرین

شــآید عشـقم خیلـی شیـرین بـود کـه دلـت رو زد ،نــه ! دسـتت را تکــآن نـده ..

تـآ آخــر بازیــمآن خیــلی مــانده ... آرام کـه شـدی بیــآ ســر قــرار ِ

همــیشگی با هفـت تیرت ... دسـت ــهآیم را بـالا بیــآور مــآشه را بکــش

! نتــرس ...فکــر میکــنی بعــد از تو ، مـن زنــده میمآنم ؟





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 17:08 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



I ♥ u

♥دلم گرفته برایت ولی اجازه ندارم که از نسیمو پرنده سراغی از تو بگیرم♥





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 16:54 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



عشق چیست

عشق چیست که همه از آن میگویند؟

ع : عبرت زندگی

ش : شلاق زمانه


ق :قصاص روزگار

اما افسوس و صدافسوس که

  شلاق زمانه را خوردم قصاص

  روزگار را کشیدم! اما عبرت نگرفتم






طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 16:48 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



تقدیر

قرعه کشی که تمام شد ،

توبه اسم کس دیگری درآمدی !

                    تقدیرجای خود !اما

لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 16:43 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]



بهترین رو دارم...


اون لحظه ای که گفتی : . . . یکی بهتر از تورو پیدا کردم . . . . . . یاد

اون روزایی افتادم که به ۱۰۰ تا بهتر از تو . . . گفتم : . . . من

بهترین رو دارم . .






طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 16:39 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ ♥نظرات♥() ]



سکوتم را دوست دارم

ترنم اشک

ســکـوتـــــم رو دوسـتـــــ دارم ، چـــــون در آن گـلـه ای نـیـسـتـــ

گـاهـی سـکـوتـــــ دلــی را مـی شـکـنـد گـاهـی دلـی را بـدسـتـــــ

مـی آورد گـاهـی از دل تـنـگـی حـکـایـت مـی کـنـد گـاهـی بـغـض

در گـلـو خـفـتـه اسـتــــ گـاهـی حــــرفــــ در راه مـانــــــده اسـتـــــ

گـاهـی اوقـاتـــــ سـکوتــــــ سـخـن بـی کـلام اسـتـــــ و گـاهـی سـکـوت

ترنم اشک 





طبقه بندی: ♥عشقولانه♥،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 16:33 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ ♥نظرات♥() ]



جمله عاشقانه:خدایا

خدایا
اشکهایی که لابلای قطره های بارون گم میشن
خیلی حرمت دارن
خیلی....
به این راحتی بی جوابم نذار


[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 12:38 ] [ ღ♥ღفاطمهღ♥ღ ] [ نظرات() ]